X
تبلیغات
مدیریت نوین
مدیریت نوین
هيچ چيز به اندازه ي بسته انديشي مانع موفقيت نمي شود ....
مدیریت استراتژیک ...  
 

"مديريت استراتژيك "

 

 

 

بايد توجه داشت كه نقش آموزش در جامعه مهم تر از آن است كه سياست مداران، توسعه آن را رها كنند ، به ويژه در كشور ما با توجه به محدود شدن منابعي كه به نظام آموزشي تخصيص داده مي شود و همچنين قابل پيش بيني نبودن روند آن در آينده و نيز افزايش نهادهايي كه به امر «رسمي و غير رسمي » مي پردازند .

لازم است كوشش هاي مديريت خصوصاً مديريت آموزشي متحول شود و ضرورت و اهميت مديريت استراتژيك در آستانه ي قرن بيست و يكم بيش از پيش احساس     مي شود .

براي آشنايي بيشتر با ماهيت مديريت استراتژيك بهتر است به اين داستان اشاره كنيم. زماني  كه رؤساي دو شركت در يك صنعت با هم رقابت مي كردند . اين دو رئيس تصميم گرفتند كه به دامن طبيعت پناه ببرند و در آنجا چادر زدند و درباره ي ادغام احتمالي دو شركت به بحث بپردازند . اين دو نفر در نقطه اي دور دست در دل جنگلهاي انبوه چادر زدند و بحث را شروع كردند . كه ناگهان متوجه شدند كه يك خرس در برابر آنها ايستاده روي دو پاي عقب و خرناس مي كشد.رئيس اول به سرعت كيف خود را باز كرد و يك جفت كفش ورزشي بيرون آورد و رئيس دوم گفت «جناب شما نمي توانيد از اين خرس تندتر بدويد » رئيس اول در پاسخ به او گفت : شايد نتوانم از اين خرس تندتر بدوم ولي ترديدي ندارم كه مي توانم از شما تندتر بدوم ، اين داستان تصويري از مفهوم مديريت استراتژيك را ارائه مي دهد .(فرد. آر ، ديويد ، 1379)

 

تعريف مديريت استراتژيك : (Sterategic Management)

فرايندي است كه از طريق آن سازمان محيط داخلي و خارجي خود را تحليل كرده و از آن اطلاعاتي كسب مي كند و به كمك آن به تدوين ، اجرا و ارزيابي تصميماتي براي رسيدن به آينده اي بهتر مي پردازد .

مديريت استراتژيك برخورداري از تفكر استراتژيك است . شيوه اي است كه انسان در سازمان به وسيله آن به فرصت ها و موقعيت ها پاسخ مي دهد و نوعي طرز زندگي پاسخگوئي سازماني است (كافمن و هرمن ، 1374) . با تفكر استراتژيك است كه گفته مي شود «در سطح كلان بينديش و در سطح خرد عمل كن »

در واقع اين طرز تفكر عكس العملي است نسبت به ديدگاه واكنشي (Reactive) كه ديدگاه افرادي است كه معتقد به تعمير هستند و از درون سازمان به خارج آن نگاه   مي كنند ، كه از وسايل و فرايندهاي استبدادي و تاكتيك هاي بودجه به سمت تفكر آينده نگر و فراكنشي (Proactive) و كل گرا در حركت است كه در آن افق ها و پاسخ هايي جديد طراحي مي شود . مديريت استراتژيك سه مرحله دارد 1- تدوين استراتژيك  2- اجراي استراتژيك 3- ارزيابي استراتژيك .

 

عناصر كليدهاي مديريت استراتژيك :

استراتژي :

برنامه هايي كه ما را از بن بست هاي موجود رها مي كند . رسالت (Mission) اولين گام در مديريت استراتژيك است و بيان كننده مجموعه ي فعاليت هايي است براي تعيين اين كه «مي خواهيم به كجا برويم » « چگونه خواهيم دانست به مقصد رسيده اي » و «كي هستيم » و نشان دهنده اين است كه مديريت استراتژيك خطي نيست .

 

تحليل محيط دروني

- تحليل وظايف رسمي

- تحليل وظايف غير رسمي

- تحليل عملكرد گذشته

- تحليل منابع (مادي/انساني)

 

 

تحليل محيط بيروني

- روند تغييرات سياسي و تأثير بر كارآيي

- روند تغييرات جمعيتي و تأثير آن بر كارها

- فرصت هاي قانوني

- موانع قانوني

 

استراتژي از ابعاد گوناگون :

1- اولين مفهوم به معناي Plan (طرح) است .

2- استراتژي به معناي How (چگونه ) و «چطور مي توانيم به مقصد برسيم »

3- استراتژي به معناي يك Means (وسيله ) «براي رفتن از نقطه الف به نفطه ب چه ابزاري لازم است ؟»

4- استراتژيك يك الگو است Pattern.(در خودش ابعادي دارد)

5- استراتژيك يك موقعيت است Position. نقطه اي است كه تصوير نقطه مو جود را به ما مي گيود و نقطه مطلوب را در دل خود دارد .

6- استراتژي انتخاب است.

7- استراتژي يك حركت كاملاً قابل انعطاف پذير است Flacsibitly .

8- استراتژي بايد هوسمندانه ترسيم شده كه برآيندي از نتايج تحليلي محيطي است .

9- مديريت استراتژيك آينده را پيش بيني نمي كند بلكه مي سازد .

مسير استراتژيك : Strategic direction

مسير استراتژيك و اهداف بلند مدت سازمان مرتبط است كه در سطحي بنيادي تر، مسير استراتژيك آمار و مقاصدي را كه سازمان براي رسيدن به آنها تلاش مي كند را مشخص مي سازد (هليسون ، جان ، 1378ص2)

 

روش هاي تصميم گيري استراتژيك

در اين مورد چهار روش تصميم گيري وجود دارد .

1- روش عقلائي – تحليلي : در ان تصميم گيري فردي است و داراي رفتاري هوشمندانه و عقلائي است و در نتيجه با اگاهي است شقوق مختلف عمل انجام مي شود و هدف حداكثر فايده وسود است .

2- روش احساسي – عاطفي : اين روش تابع احساسات و عواطف و قصاوت ها مي باشد .

3- روش علمي – رفتاري : در اين روش بايد به نوع فشارها ناشي از تصميم گيريس كه برافراد وارد مي شود در نظر گرفته شود (فشارهايي مثل امنيت شغلي – وضعيت مالي و ... )

4- روش تركيبي : انسان موجودي عقلائي و احساسي است لذا لازم است در تصميم گيري استراتژيك به جنبه هاي مختلف انسان توجه شود (كرامتي ، 1374)

 

جهاني شدن و مديريت استراتژيك :

در دنياي واقعيت ها ، هر روز هزران پديده حاوي مفاهيم عميق و ارزشمند به وقوع مي پيوندد ولي اغلب مردم از كشف آن محروم هستند . ان چه مديران كارآفرين هزاره سوم را از مديران سنتي كه اغلب به دنبال تثبيت وضع موجود مي باشند متمايز مي سازد تنها دارا بودن ديدگاه است كه تركيبي از نگرش مديريتي (حفظ وضع موجود ) و نگرش كارآفريني (نفي وضع موجود ) كه شرايط مطلوب را براي حساس سازي سازمان نسبت به محيط ايجاد مي كند .(ايران زاده ، 1380 )

ارزش يابي استراتژي ها :

براي ارزشيابي استراتژي ها توجه به اين معيارها ضروري به نظر مي رسد .

1- ثبات و استحكام دروني : اجزاء و خط مشي اتخاذ شده جزئي از كل استراتژي است .

2- ثبات و سازكاري بيروني : آيا خط مشي استراتژي مورد نظر با امكانات و محدوديت هاي محيطي تناسب دارد ؟

3- نحوه تخصيص منابع : آيا استراتژي تدوين شده ، منابع مادي ، انساني سازمان را به منظور اجراي برنامه ها به نحو مطلوبي به كار گرفته است ؟

4- وسعت ديد استراتژيك : آيا استراتژيك هدف هاي اصلي برنامه اتخاذ شده و تمام هدف هاي اصلي را مي پوشاند .

5- قدرت اجرا : آيا استراتژيك توان تحقق اهداف سازمان را دارد ؟

 

 

 

منابع :

- فرد . آر ، ديويد ، 1379، مديريت استراتژيك ، ترجمه علي پارسائيان و محمد اعرابي ، تهران دفتر پژوهش هاي فرهنگي .

- كرامتي ، محمد رضا ، 1374 ، مقدمه اي بر برنامه ريزي استراتژيك در آموزش و پرورش ، انتشارات آستان قدس رضوي .

- راجر كافمن و هرمن ، جري ، 1374 ، برنامه ريزي استراتژيك در نظام آموزشي ، ترجمه مشايخ و بازرگان ، تهران ، مدرسه.

- هريسون ، جفري و كارون ، جان ، 1378 ، مديريت استراتژيك ، ترجمه بهروز قاسمي، انتشارات آبتين .

- ايران زاده ، سليمان ، 1380 ، جهاني شدن و تحولات استراتژيك در مديريت و سازمان ، تبريز ، مركز مديريت دولتي

این مقاله توسط حمید سلگی گرد آوری شده است.